![]() |
![]() |
|
| رهایی کنشی است تاریخی نه ذهنی. |
|
انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور با صدور بیانیه مشترکی نسبت به اعمال تبعیض علیه دانشجویان ترک زبان اعتراض کرده و حمایت خود را از این دانشجویان اعلام کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
بی شک در جامعه کنونی ایران ، دانشجویان مهمترین و موثرترین جریان سیاسی منتقد حاکمیت را تشکیل می دهند. دستگیری های گسترده دانشجویان و محکومیت های قضایی آنها ، احکام متعدد کمیته های انضباطی و محدودیت های بی شمار ایجاد شده در مقابل تشکل های مستقل دانشجویی موید این مطلب است. در این بین دانشجویان آذربایجانی با داشتن بدنه ای گسترده در دانشگاههای مختلف کشور و با اتکا به پایگاه مردمی خود پس از حرکت های خرداد ماه ۸۵ بسیار مستحکمتر شده اند و بخش بزرگی از فعالیت های دانشجویی را به خود اختصاص داده اند ، به گونه ای که تنها در یک سال گذشته بیش از ۵۰ تن از دانشجویان هویت طلب ترک زبان با برخوردهای انضباطی و قضایی مواجه شده اند. دانشجویان آذربایجانی با رعایت چارچوب های دموکراتیک در جهت احقاق حقوق اولیه انسانی گام بر می دارند و توجه خود را به حل مسائل ملی و قومی معطوف می کنند. اما در این میان با وجود تلاشهایی که جهت مطرح نمودن این فشارها و برخوردها و کاهش هزینه های فعالیت های دانشجویی انجام گرفته است ، دانشجویان هویت طلب در دانشگاههای کشور مورد کم توجهی قرار گرفته اند و علی رغم زندان ، بازداشت و محرومیت از تحصیل و تهدید خانواده ها ی فعالین دانشجویی ، همچنان صدای رسایی از سایر فعالین حقوق بشر به گوش نمی رسد.ما امضا کنندگان این بیانیه ، همراهی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی در نشست دفتر تحکیم وحدت را پس از شش سال که در راستای همگرایی تشکیلاتی و به عنوان راهگشای برقراری ارتباط بین فعالین دانشجویی هویت طلب و دموکراسی خواه می باشد را به فال نیک گرفته و این ارتباطات را با وجود برخی مشکلات ، نیازی اجتناب ناپذیر می دانیم و برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان هویت طلب و احضارها و احکام کمیته های انضباطی دانشگاه تبریز و زندانی شدن تعدادی ازدانشجویان دانشگاههای دیگر را محکوم می کنیم. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:0 توسط قلیزاده |
|
|
نه تن از اعضای کانون صنفی معمان از سوی شعبه ۱۰۶ دادگاه جزایی همدان به تحمل ۹۱ روز حبس محکوم شدند. یوسف زارعی، مجید فروزانفر، جلال نادری، یوسف رفاهیت، هادی غلامی، نادر قدیمی، علی نجفی، محمود جلیلیان و علی صادقی فروردین امسال در جریان اعتراضات صنفی معلمان از سوی مأموران امنیتی دستگیر و مدت ۹ روز در سلول انفرادی در بازداشت بسر بردهاند.پرونده این فعالان صنفی با شکایت ستاد خبری اطلاعات همدان از سوی دادسرای انقلاب همدان به دادگاه جزایی ارسال و شعبه ۱۰۶ به ریاست قاضی قادری نسب به استناد ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی و کیفرخواست صادره از دادگاه انقلاب هر یک از متهمین را به تحمل ۹۱ روز حبس با ایام بازداشت قبلی محکوم نموددر حکم صادره اتهام این افراد تشویش اذهان عمومی از طریق تشویق سایر معلمان به اعتصاب غیرقانونی، تعطیلی مدارس، تجمع و تحصن غیرقانونی و نشر اطلاعیه با توجه به گزارش اداره اطلاعات عنوان شده است. حکم در تاریخ پنجشنبه ۲۲ آذرماه ۸۶ به متهمین ابلاغ شده است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:51 توسط قلیزاده |
|
مطلب وبلاگ درک حضور دیگری رو در نقد آقای عرب شاهی با اجازه هژیر اینجا میارم...خبر بد هم اینکه دوست خوبم دلارام گویا با تایید حکم ش باید تا چند روز آینده خودش رومعرفی بکنه... بار سنگین تاسف ا ش برا ماها که کاری از دستمون بر نمیاد... بون شرح:مازیار سمیعی، سعید متینپور، جلیل غنیلو، بهروز صفری، لیلا حیدری، رضا متینپور، جواد علیخانی، جواد توللی، مهدی معصومی، راعی نیکزاد، عباس لسانی، صالح کامرانی، روناک صفارزاده، عدنان حسنپور، هیوا بوتیمار، سپیده پورآقایی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، محمود صالحی، بهنام سپهرمند، آرمان صداقتی، شاهو کولیایی، فردین مرادی، یاسر گلی، احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی، کیوان رفیعی، هادی قابل، سعید ماسوری و ... در بندند ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 15:25 توسط قلیزاده |
|
|
دوده ی رها شده از شعله لرزان یک شمع یا مه ی که در آن چشم چشم را نبیند...نبودیم ما... مرا باآگاهی ام بفهم - دو چشمم با قلسفه و در تاریخ محاکمه کن! مرگ برایم شهد نیست اعدام برایم گل نیست شبها بسیارتاریک اند بیا مقشوقه ی رویاهایم نور ماه را به من بچشان آه من درحسرتها محاصره شده ام حصرتها در من محاصره اند سبیل برایم افتخار نیست زدن سبیلم برایم ممنوع! زندان برای من خفقان برای من دسته گلهای چاپلوسی بر گردنم به جای معشوق اعدامهارا به آغوش میکشم اعدامهارابهآغوش میکشم اعدامها را به آغوش میکشم وبعد صبورانه انتظار میکشم... ابرهارا از رویم کنار خواهید زد و آنان را که بی گناهیم را به محاکمه کشیده اند محاکمه میکنید و آن آینده زیبا را ارمغان خواهید آورد . آن زمان عشقم مرگ خواهد شناخت ناخنهایم را درون خاک فرو کرده و بر ÷ا خواهم ایستاد در چشمانم نور خواهد دوید و گلها خواهید کاشت و گلها خواهید کاشت بر مرازم رویا برای من خواب برای من هز لحظه ای چون رمان برایم طولانیست در حجره ام تنهایم بیامعشوقه ی رویاهایم پذ یرای من باش کمی بعد برای آویختن مرا خواهند برد کمی بعد از شاخه ام کنده و پژ مرده ام خواهند کرد خداحافظ همه آنچه دوستدارتان بوده ام 4 فصل - 7 منطقه - آسمان آبی همه خاورمیانه همه عاشقان کودکان -دانشجویان-گردشگاهها و ستارگان خداحافظ خداحافظ سمفونی ها - ترانه های رقص ترکی های عاشقانه و شعر ها شهرهایی که دردها و شعارهایمان را فریاد زدید خاک کوهستانهایی که قدم بر شما نهادیم نهرهایی که پا برهنه و شادمان بر شما گذشتیم خداحافظ... خداحافظ مزه های دهنم سوپ گرم ام-چای ام-سیگارم نوبت هواخوری ام - نوبت حمام ام-نوبت دستبندم و رفقایی که دستبند ام و کفشهایم و قلم ام و ساعتم و جنگم را به شما سپرذه ام خداحافظ...خداحافظ... دوستم بر من....عشقم بر من... چشمانم خواب نمی گیرند خاطراتم به صف شده اند بیا ای مادر شیرم بخوران... خداحافظ... انسانهایی که اندیشه ام را به شما سپرده ام برای سعادتتان جنگیده ام 7 منطقه 4 دریا 7 استان 67شهر مدرسه ها - محله ها - پل ها - ریلها - ساحل دریاها - قایقهای ماهیگیری - کارخانه های صف کشیده بر جاده های آسفالت و کارگران و روستاییان خداحافظ سرزمینم ... خداحافظ مادر... خداحافظ پدر... خداحافظ دنیا... خداحافظ تمام خلق های دنیا... به مکانی بی نشان به زمانی بی نشان میروم در اوج عاشقی در نهایت عشق به زندگی میروم رفقا خداحافظ... خداحافظ... مرا با زندگیم بازخواست کن - دو چشم ام مرا با قلبم با فلسفه درک کن در تاریخ بفهم و آنگونه محاکمه کن... ersin ergun ahmet kaya. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 23:5 توسط قلیزاده |
|
یاد کشته شدگان تابستان 67 را گرامی داریم من جوانی هستم سرشار ازامید و اقتدار که گرفتار آمده ام... در زنجیره ی بیپایان دیرینه ی سال سود- فدرت -استفاده- قاپیدن زمین - قاپیدن زر- قا پیدن شیوه های براوردن نیاز کار انسانها - مزد آنان و تصاحب همه چیز به فرمان آز و طمع من کشاورزم -بنده ی خاک کارگرم زر خرید ماشین سیاه پو ستم -خدمت گزار شما همه من مردمم : نگران- گرسنه- شوربخت- که با وجود آن رویا- هنور امروز محتاج کفی نانم هنور امروز درمانده ام - آه - ای پیشاهنگان!! من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد بینواترین کارگری که سالهاست دست به دست میگردد با اینهمه - من همان کسم که در دنیای کهن در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم بنیادیترین آرزومان را در رویای خود پروردم رویایی با آن مایه قدرت - بدان حد جسورانه و چنان راستین که جسارت پرتوان آن هنوز سرود میخواند در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون است. آه - من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را به جستجوی آنچه میخواستم خانه ام باشد درنوشتم آه بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود -سرزمینی که هنوز آنچه میبایست بشود نشده است و باید بشود!- سرزمینی که در آن هر انسانی آزاذ باشذ سرزمینی که ازآن من باشد ار آن بینوایان - یرخپوستان-سیاهان - من که این وطن را وطن کردند که خون و عرق جبینشان - دردو ایمانشان - که در ریختگری های دستهاشان - و در زیر باران خیشهاشان بار دیگر رویای پرتوان ما را بازگرداند |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:55 توسط قلیزاده |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 23:47 توسط قلیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
طرف ما شب نیست صدا با سکوت آشتی نمیکند...من با تو تنها نیستم....هیچکس با هیچکس تنها نیست...شب از ستاره ها تنها تر است
|

| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|